تبليغاتX
هم چو آب / سو کیمی

قالب وبلاگ


هم چو آب / سو کیمی
سو کیمی دولانیب دیار به دیار .................. دنیز ین قوجاغین دیله ییرم من !  
اولاجاقدير بیر زامان
توركون ده مدرسه سی

مدرسه ده موعلليم / در مدرسه معلم
يئنه دؤيدو اليمدن / باز هم زد به دستم
باشارماديم فارسينی / فارسی را بلد نشدم
ايراد توتدو ديليمدن  / از زبانم ایراد گرفت

دئديم: آغا موعلليم / گفتم آقا معلم
وورما، گؤينه دی اليم / نزن دستهایم کبود شد
نه دير آخی گوناهيم؟ / گناه من مگر چیست؟
توركجه دیر منيم ديليم / زبان من تورکی است

ياپيشدي قولاغيمدان / گوشم را گرفت
دئدی: بوراخ توركونو / گفت تورکی را رها کن
او قالدی ائوينيزده /  آن در خانه تان ماند
اونوت گئتسين كؤكونو / اصل و نسبت را فراموش کن

اؤيره نمه سن آب – بابا / اگر آب بابا را یاد نگیری
آچاجاقسان الينی / باید دستت را باز کنی
كؤتك يئيه ندن سونرا / بعد این که کتک خوردی
اونودارسان ديلينی / زبانت را فراموش می کنی

سنين هاران توركدور؟ / کجای تو تورک است؟
آذريسن ، آذری / آذری هستی تو آذری
كيم اؤيره ديب دير سنه / که یادت داده
بئله يانليش سؤزلری؟ / این حرفهای غلط را

آخدي گؤزومون ياشی / اشک از چشمانم سرازیر شد
تيتره دی ديل – دوداغيم / لرزید زبان و دهانم
بئله يالان سؤزلره / این حرفهای دروغ را
اينانمادی قولاغيم / باور نکرد گوشهایم

آنام منی اويدورماز / مادرم مرا گول نمی زند
آتام منی آللاتماز / پدرم به من کلک نمی زند
بو سؤزلرين هئچ بيری / این حرفها هیچ کدام
منيم عاغليما باتماز / به عقلم جور در نمی آید

نييه منيم آديمی / چرا اسم مرا
سوروشمايير اؤزومدن / از خودم نمی پرسد
نييه سؤزون دوزونو / چرا حرف راست را
اوخومايير گؤزومدن /  نمی خوانَد از نگاهم

هركس يالان دانيشسا / هر کس که دروغ بگوید
آللاهين دوشمانيدير / دشمن خداست
من كی يالان دئميرم / من که دروغ نمی گویم
بو اونون يالانيدير /  این دروغِ اوست

لايلای دئييبدير آنام / مادرم لالای می گفت
منه بئشيكده توركجه / در گهواره به تورکی
دانيشميشيق هاميميز / همه حرف زدیم
ائوده – ائشيكده توركجه /  به تورکی هم در خانه هم در بیرون

نه دن گرك يازماياق / چرا ننویسیم
ديليميزی كيتابا؟ / زبانمان را در کتاب
مدرسه ده نه اوچون / به چه دلیل در مدرسه
گلمه يك بيز حئسابا؟ /  ما را به حساب نیاورند

هئچ عاغليما سيغمايير/ هیچ عقلم قد نمی دهد
نه دير بونون جاوابی / جواب این چیست
سو يئرينه اوخويام / به جای سو
مدرسه ميزده آبی /  در مدرسه بگویم آب

يقين كؤتك يئمزديم / مطمئناً کتک نمی خوردم
اوخوسايديم ديليمی / اگر به زبان خودم تحصیل می کردم
گؤينه رتيدن سيخمازديم / از سوزش آن نمی گذاشتم
قولتوغوما اليمی /  دستهایم را به بغلم

قوی بؤيويوم بير اؤزوم / بزرگ که شدم
اولاجاغام موعلليم / من هم معلم می شوم
اوندا چوخ ايش گؤره جك / خیلی کارها انجام خواهد داد
بو گون گؤينه ين اليم /  این دستهای کبود شده ام

كيلاسيمدان گله جك / طنین کلاس من
ائليميزين اؤز سسی / صدای ایل و تبار خودم
اولاجاقدير او زامان / خواهد بود آن زمان
توركون ده مدرسه سی / برای تورک هم مدرسه ای ...

[ جمعه 1390/10/23 ] [ 16:41 ] [ رضا بهشتی فرد ]

ابلاغ مصوبه ی تدریس زبان های محلی در دانشگاه ها ،توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به دانشگاه ها ، نتیجه ی تلاش های بی شمار فعالان مدنی در قالب خواست های قانونی مصرح در قانون اساسی است که فعلا پوشش دهنده ی کف مطالبات قومیت های مختلف در کشور است .پر واضح است که تدریس زبان های محلی مانند تورکی ، کردی و . . . در مدارس استان های غیر فارس نشین در کنار زبان فارسی ، تنها راه جلوگیری از هضم شدن این زبان ها در زبان رسمی کشور است . باشد که از این طریق بتوانیم فرهنگ غنی قومیت ها از جمله فرهنگ و زبان ریشه دار تورکی با سابقه ی بیش از هفت هزار سال را تقویت نماییم و خود ، قبل از هجوم فرهنگ بیگانه ، تیشه به ریشه ی داشته های خود نزنیم .

متن خبر ابلاغ این مصوبه از سایت عصر ایران ،به شرح زیر است :

به گزارش مهر، شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه شماره 644 خود در تاریخ 5 خرداد سال 88 ماده واحده "اختصاص و پیش‌بینی دو واحد درس زبان و ادبیات مربوط به زبان‌ها و گویش‌های محلی و بومی برای تدریس در دانشگاههای مرکز استانهای ذیربط" ‌را به تصویب رساند.


بر اساس این ماده واحده "در اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی و به منظور صیانت از اجزاء ارزشمند فرهنگ و تمدن ایران اسلامی و تقویت بنیان‌های مقوّم این فرهنگ به وزارتین علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، ‌درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی اجازه داده می‌شود که دو واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبان‌ها و گویش‌های بومی و محلی کشور مانند آذری،‌ کردی، بلوچی و ترکمن در دانشگاه‌های مرکز استانهای ذیربط به صورت اختیاری ارائه و تدریس شود."

تبصره 1- تهیه متون و تربیت مدرسان مورد نیاز طبق برنامه‌ای خواهد بود که به تصویب کمیته فرهنگ و تمدن ایران و اسلام شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌رسد.

تبصره 2- تشخیص زبان‌ها و گویش‌های مشمول این ماده واحده، برعهده فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی خواهد بود.

[ یکشنبه 1390/10/04 ] [ 23:6 ] [ رضا بهشتی فرد ]
دعوت از " حاکم ظالم " به خوبی ها ، شجاعانه ترین " امر به معروف " است . نگذاریم این شجاعت "حسین (ع) " در انبوه گریه هایمان به فراموشی سپرده شود .

[ سه شنبه 1390/09/15 ] [ 18:26 ] [ رضا بهشتی فرد ]
صبح آزادی: اندیشه برابری و عدالت تاریخ درازنایی دارد. هر آنچه به انسان و رنج هایش مربوط است در دایره این اندیشه چای می گیرد. رونالدد دورکین از نسل جدید فیلسوفان حق است که بر روی چگونه کاستن دردهای انسان بسیار اندیشه کرده است. او را می توان خلف جان رالز دانست که بر بسیاری از حوزه های بی عدالتی و تبعیض می شورد. تبعیض نژادی یکی از حلوه های نخستین بی عدالتی است.در بازخوانی این نوع تبعیض در جامعه ایرانی سراغ دکتر صادق زیباکلام رفته ایم. این استاد دانشگاه تهران که کنش های بسیار موثری در حوزه های مختلف جامعه ایرانی داردٰ در این گفتگو به صراحت از نژادپرستی ایرانی پرده بر می دارد و بر نگاه انکارگرایانه برخی روشنفکران درباره تبعیض های قومی می شورد . . . .  (متن کامل مصاحبه در ادامه ی مطلب )


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/08/30 ] [ 0:8 ] [ رضا بهشتی فرد ]
 
 

استاد شهریار - مقبره الشعرا تبریز

 
 

پیام به انشتن

یکی از آثار جاودانی استاد شهریار                                                  ترجمه از: یسنای تبریزی

 

انشتن یک سلام ناشناس، البته می‌‌بخشی    

دوان در سایه روشن‌های یک مهتاب خلیایی،     

نسیم شرق می‌آید، شکنج زلف ها  افشان.     

فشرده زیر بازو شاخه ‌های نرگس و مریم    

از آنهایی که در سعدیه شیراز می‌رویند        

زچین و موج دریاها و پیچ و تاب جنگل‌ها    

دوان می‌آید و صبح سحر خواهد به سر کوبید  

درِ خلوتسرای قصر سلطان ریاضی را.        

 

 

 

 

 

 

 

انشتن بیر تانینماز کیسمه دن اولسون سلام، البت باغیشلارسان

قاچیر چیپلاق آیاق، رویایه بنزه رآی ایشیقیندا

داغیتمیش زولفونوشرقین یئلی، بیر باخ بو دورگلدی

گتیر میش قولتوقوندا، نرگس و مریم،

او گوللر کی آچار، شیرازده، سعدیه ده آنجاق

دنیزلر دالغاسیندان،یا کی اورماندا دونوملرده‏ن

قاچیر تا صبح اولموش کن

ریاضی شاهینین خلوتسراسینده‏ن قاپو دوگسون

.........................   بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1389/03/04 ] [ 0:10 ] [ رضا بهشتی فرد ]
 

بزرگي چه خوش نقل کرده که : " روزي پيچکي پيچ زنان به انتهاي تنه ي درختي رسيد و از درخت پرسيد : طی چند سال به اينجا رسيده اي ؟ درخت گفت : 80 سال ! پيچک با غرورگفت : اما من در ده روز از تنه ي هشتاد ساله ي تو بالا آمده ام . درخت گفت : بيا تا به امروزمان مغرور نباشيم . من منتظر آنم که با وزش باد پاييزي ، به عزاي کداممان خواهيم نشست .!!!              

روزگاريست که در کشورمان ،  قصه ي فخر فروشي  و غرور بي جاي  فرهنگ غالب ( فرهنگ پرشيا یا آريا ) ، بر ديگر فرهنگ ها و قوميت ها ، قصه اي تمام نشدني و پايان ناپذير گشته است و گروهي از اين جماعت همچنان در مستي و خيال   برتري قومي بر اقوام ديگر ، روزها می گذرانند و تاج سروری بر دیگر ملل و اقوام را بر سر خود زیبنده می بینند . غافل از اینکه در بهبوهه ی این شیفتگی فرهنگی خود ساخته ،  اقوام و ملل دیگر در مسیر رشد و پیشرفت همه جانبه فرسنگ ها  راه پیموده اند و امروزه در  رده بندی های گوناگون موسسات آمارگیری و نظر سنجی معتبر و علمی جهان ، قعر جدول رده بندی ها نصیب قومی است که در بالا بدان اشاره شد .    

مساله  و موضوع این دلنوشته  از آنجا آغاز شد که با شلیک توپ تحویل سال و فرا رسیدن نوروز 89 ، " حول حالنای " سال نو با پخش سریال های "زن بابا "  ، " چار دیواری " و فیلم سینمایی " اخراجی های 2  " از صدا وسیما ( رسانه ی ملی ) ، با انبوهی از اهانت ها نصیب جامعه ی چندین میلیونی ترک زبان کشورمان  گردید .  مژده ی پخش این سریال ها ی به اصطلاح طنز ، چند روز مانده به عید توسط آقای ضرغامی ( رییس رسانه ی ملی ) به مخاطبان داده شد . در همان لحظه مفهوم وارونه شده از طنز که در رسانه های فرهنگی کشور رایج است ، به ذهن نگارنده خطور کرد . تجربه نشان داده است که طنز در رسانه ی ملی و سینما ،  قبل از آنکه طنز نقاد باشد ، هجو و استهزا بوده و تنها ویژگی اش آن است که گروهی را بگریاند تا بتواند گروهی دیگر را بخنداند.       

به منظور تحقیق و کنکاش نظریه ای که در ذهن خودم پرورده بودم ، به تماشای این برنامه ها پرداختم و دقیقا به همان نتیجه که پیش بینی کرده بودم رسیدم . رسانه ملی !!!  باز هم  با تمام توان به استهزا و وارونه نشان دادن فرهنگ دیرینه و غنی آذربایجان و به سخره گرفتن زبان و فرهنگ ترکی پرداخته بود . بدین دلیل در چند بخش به ذکر پاره ای از ابعاد این رخداد می پردازم .             

پیشینه و سابقه ی تاریخی : بر اساس مستندات تاریخی مشخص می گردد که در دوران حکومت رضا خان  اقوام مختلف کشور ( ترک ، لر ، عرب و . . . )  تا حد زیادی از حقوق اولیه و انسانی خود محروم بودند و بدین سان برای کسب و احیای حقوق از دست رفته ی خود به قیام ها ی منطقه ای و قومی دست زدند . هرچند مفسران و تاریخ نگاران دست بیگانه را در مسایل دخیل می دانند ولی هیچ گاه نمی توان انگیزه ها و ریشه های اجتماعی و درونی را نادیده گرفت .  ریشه یابی پدیده های تاریخی  همانند قیام های مبتنی بر حق خواهی  در چارچوب انگیزه های داخلی و مردمی ، موضوعی است که توسط تاریخ نگاران  و مفسران تاریخ کشور به طور دایم در محاق قرار داده شده است و در مقابل نسبت دادن ریشه ی وقایع به بیگانه ، از دیر باز در ذهن بزرگان و روشنفکران ما جا خوش کرده است . رضاخان میرپنج  به جای رفع مشکلات و ایفای حقوق معترضان ، به سرکوب و قلع و قمع این حرکت ها پرداخت ودر مدت زمان کوتاهی آنان را در جای خودشان نشاند . ولی قضیه بدین جا ختم نگردید واز زمان رضاخان ودر ادامه ی آن در حکومت شاه پهلوی  ، به منظور استضعاف و کم رمق نگاه داشتن این اقوام ( از قبیل ترک ، لر ، عرب ، شمالی  و . . . ) ، تضعیف فرهنگی در قالب  جلوگیری از انجام  آیین های  محلی ، جلوگیری از صحبت کردن دانش آموزان در مدارس به زبان محلی  و جریمه کردن آنان در صورت نادیده گرفتن این قانون  ، تغییر نام مکان ها و شهرها  از نام های محلی به نام های  فارسی در مناطق غیر فارس زبان و به ویژه در مناطق ترک نشین   ، گماردن مدیران و روسای ادارات  فارس زبان در مناطق اقوام غیر فارس ، رواج طنزهای مبتنی بر استهزا و جوک های تحقیر آمیز و نسبت دادن  ویژگی های غیر انسانی و غرض آلود به افراد هر یک از قومیت های کشور ، ایجاد فضای باز برای توهین و وارونه نمایی فرهنگ های اقوام مختلف در نمایش ها ، فیلم های سینمایی ، نشریات و ... اقدامات  نرم افزاری  پس از سرکوب فیزیکی اقوام بود که به صورت برنامه ریزی شده و زیرکانه به انجام رسید . طرح استحاله ی فرهنگی اقوام در قالب یکسان سازی فرهنگی و چیرگی فرهنگ آریایی و یکسان شدن زبان و پوشش و ... به اجرا در آمد . این اقدامات در مناطق ترک زبان ظهور و بروز بیشتری داشت زیرا وقوع قیام ها و انقلاب های حق طلبانه و اصلاح گرایانه ی  فراوان در تاریخ دیرین ترکان ایران زمین ، که شاه بیت  همه ی آن ها انقلاب مشروطه است ، نوعی ترس و اضطراب حکومت های مرکزی را نسبت به این منطقه از کشور در پی داشته ا ست .

اما  پس از پیروزی انقلاب در سال 57 و برقراری حکومت مبتنی برجمهوریت و اسلامیت ، و پدید آمدن شور و اشتیاق تازه  در دل های مردمان ایران زمین در همه ی زمینه ها و امیدوار شدن به تفاهمات و یکی شدن ها  در میان جمهور مردم و در سایه سار دین مبین اسلام ، تغییر چندانی در رویه ی  فرهنگی فوق الذکر اتفاق نیفتاد . به ویژه در سال های پس از جنگ  ، موارد بسیار زیاد ی را می توان شمرد که باز هم در آن ها عزت ، شرف ، آبرو و پیشینه ی فرهنگی  یک قوم و یک منطقه به باد استهزا گرفته شد . نسبت دادن ویژگی هایی مانند مشاغل پست و کم اهمیت ، بیسوادی و فقر فرهنگی  ، پوشش و سر و وضع نا مناسب ، سطح اقتصادی و رفاهی پایین و ده ها ویژگی دیگر برای اشخاص ترک زبان در فیلم ها و سریال ها ، یاغی خواندن سردار ملی ستار خان  توسط یک سخنران  ، و هزاران مورد دیگر ، بدون هیچ شکی با آموزه های دین مبین اسلام  ، که ارجحیت انسان ها بر یکدیگر را فقط در تقوا و پرهیزکاری می داند ، همخوانی ندارد . آنجا که آیه ی 22 از سوره ی روم می فرماید : " و من آیاته خلق السماوات و الارض واختلاف السنتکم و الوانکم  ان فی ذالک لآیات للعالمین " " و از نشانه های خداوند آفرینش آسمان ها و زمین و مردمانی با زبان ها و رنگ های مختلف است ، و البته برای اهل تحقیق نشانه هایی در آن هاست ." و یا اصولی از قانون اساسی مانند اصول 15 و 19 ،  که حقوق همه ی اقوام  را برابر با  یکدیگر می داند و برای زبان مادری  و فرهنگ و تمدن مردمان مناطق مختلف کشور اجر و قربی قایل است ، سرزدن چنین بی حرمتی ها  با اسلامیت نظام و با جمهوریت آن تناسبی ندارد .                      

سلسله رخدادهای  مورد بحث ، توسط روزنامه ی  ایران  با چاپ کاریکاتوری  که مردم ترک زبان را مورد اهانت قرارداد  ،  سرعت گرفت و البته این بار  با اعتراضات شدید مردمی در سطح خیابان ها در مناطق ترک نشین   مواجه  گردید  و آسیب های فراوان مادی و معنوی پدید آمد.                 پس از این اتفاق نا مبارک  لازم بود تا مسئولین امنیتی و فرهنگی کشور با بررسی های دقیق و اساسی به ریشه یابی مساله بپردازند و برای همیشه به این اقدامات که برهم زننده ی امنیت ملی است ، مهر پایان بزنند . اما با به فراموشی سپرده شدن آن از طرف این نهادها  ، شاهد تکرار روز افزون  این گونه پدیده ها هستیم . با رعایت ایجاز و دوری از اطاله ی کلام ، ذکر چند نکته را بر خود لازم می دانم :

                 
  1 - عمد یا سهو ؟ اشاره به موارد ریز توهین آمیز در این سریال ها لازم و ضروری نیست و نگارنده به احترام کسانی که منت گذاشته و این چند خط نوشته را می خوانند ،
قصد آلوده کردن نوشته را با کلمات رکیک و جملات سخیف ، ندارد . ولی جای بحث همچنان وجود دارد که  تلاش  و همت  کارگردانان محترم ،آقایان سعید آقاخانی (  سریال زن بابا ) ، سیروس مقدم ( سریال چاردیواری ) و مسعود ده نمکی ( فیلم اخراجی ها ی 1 و 2 )  در جهت ساخت برنامه های توهین آمیز و اقدام رسانه ی ملی !!! برای پخش سراسری با هفتاد میلیون مخاطب ، عمدی است یا سهوی ؟ بدون آنکه به پاسخ این شبهه بپردازم ، این سوال را مطرح می کنم که اگر چنین توهین هایی به دیگر گروه های اجتماعی ، شغلی ، صنفی و یا برخی از نهادها و ... در یک سریال و یا فیلم انجام شده بود ، آیا مجوز پخش در رسانه ی پر مخاطب صدا و سیما ( و نه در سینما با اندک مخاطب )  ، دریافت می کرد ؟ بی شک جواب منفی است . 


 2 -  پر واضح است که عدم مشاهده ی اعتراضات مردمی به  اینگونه برنامه ها به معنی قبول وهضم مساله از طرف آنان نبوده بلکه به صورت  بغض فروخورده و متراکم شده 
، در حافظه ی  آنان باقی می ماند و با گذشت زمان بر دامنه و وسعت آن افزوده می گردد و حل مشکل و پاسخگویی به مساله سخت تر می شود . پسندیده است که با عاملان و آمران این اقدامات ، برخورد منطقی و قانونی انجام پذیرد و با کسانی که  دلسوزانه نسبت به بیان و واکاوی اینگونه مسایل می پردازند ، با حربه ی "  تشویش اذهان عمومی و برهم زدن امنیت ملی "  مقابله  ننمایند بلکه با دریافت نظرات و راهکارهای آن ها   در پی حل مشکل بر آیند . 


 3
 -  سخنی با آقای ضرغامی : در این موضوع ذره ای شک ندارم که آقای ضرغامی به عنوان ریاست وسیعترین نهاد رسانه ای و فرهنگی کشور ، شناخت کافی از فرهنگ ، زبان ، سنت ها ، هنر و دیگر جنبه های تمدن کهن آذربایجان ندارد .  وقتی که عملکرد ایشان در مواجهه با مساله ی مردم ترک زبان و منطقه ی آذربایجان را می بینم این سوالات در ذهنم خطور می کند  که : آیا میدانند که ریاست سازمانی را برعهده دارند که جنبه ی ملی دارد وبا پول و مالیات مردم اداره می شود وباید جوابگو و تامین کننده ی مطالبات تمام اقشار و اقوام کشور باشد ؟ آیا می دانند که برخی از برنامه های پخش شده از این رسانه موجب ایجاد شکاف های طبقاتی و قومیتی شده و امنیت ملی را به خطر می اندازد ؟ آیا می دانند که رویگردان شدن مردم از این رسانه موجب دل خوش کردن آنها  به رسانه های دیگر ممالک می گردد ؟ آیا می دانند که هجو با طنز تفاوت بسیار دارد ، و تقدیر از کارگردانان هجو گرا که به فرهنگ یک قوم توهین ها کرده و واقعیت های آنان را وارونه جلوه داده اند ، به جز کاشتن تخم کینه در دل آنان و بدبین کردن آنان نسبت به این رسانه حاصل دیگری ندارد ؟ آیا می دانند که  تشویق و ترغیب برنامه سازانی که پا سرافکنده کردن دیگران ،  سرفرازی می کنند ، حاصلی جز سرافکندگی برای این رسانه نخواهد داشت ؟ آیا می دانند که در این رسانه ،مفاهیمی چون علم ، آگاهی ، معرفت ، فرهنگ سازی و ترویج راستی ، جایگاه خود را به سطحی نگری ، جهل گرایی ، پس رفت ، فرهنگ سوزی و ترویج دورویی و ظاهر سازی ، داده است .  آیا می دانند که در نتیجه ی آموزش غیر مستقیم این رسانه ، مردم در مقابل دوربین و میکروفون آن ، خود واقعی نیستند بلکه آن چیزی هستند که دوربین و میکروفون از آن ها می خواهد .و به همین دلیل است که نظر سنجی های این رسانه  از مردم که به صورت علنی و جلوی دوربین برای موضوعات مختلف انجام می گیرد ، نتیجه ای  خلاف  واقعیت ها دارد . آیا می دانند مردمانی که در این سریال ها مورد تمسخر قرار دارند ، همان هایی هستند که  فقط در مواقع ضرور ودر آستانه ی انتخابات  و راه پیمایی ها  با  عنوان " مردم غیور آذربایجان " از آن ها یاد می شود ودر سیما با زبان مادری آن ها با آن ها مصاحبه می گردد و چند مدتی عزیز دل ها می شوند و سپس موضوع خنده آور فیلم نامه ی کارگردان هایی می شوند که هنری جز دلقک مآبی ندارند  ؟  آیا می دانند که در فرهنگ آذربایجان ، نمادهای فرهنگی و تمدنی همچون شعر ، موسیقی ، ورزش  ، علم ، ادب و هنر و مذهب و ... چه جایگاهی دارند ؟ آیا می دانند که چه درصدی از اساتید دانشگاه ها ، پزشکان ، شعرا ، صنعتگران ، تجار ، ورزشکاران ، قهرمانان ملی  و عالمان بزرگ ایران زمین در طول تاریخ از جامعه ی ترک زبان کشورمان هستند ؟ آیا می دانند که تاکنون در رسانه ی تحت امر ایشان کمتر توجهی به این همه ظرفیت نام برده شده در بالا نشده است ؟ و سوالات بی شمار دیگر که در این مجال نمی گنجد . 


  4 - سوالی از نمایندگان مجلس : آیا  بررسی همه جانبه  و دقت نظر کافی در مورد برنامه های ارائه شده از رسانه ی ملی  دارند که در هر برهه ی خاصی وبا دستپاچگی و
عجله ی فراوان  نسبت به تقدیر از این  رسانه  اقدام می کنند ولی از مطالبات مردمی که با رای آنان وارد مجلس شده اند،غافل و بی خبرند ؟ 

                              
  سخن آخر اینکه ؛ فرهنگ و تمدن آذربایجان درخت هزاران ساله ایست که سوختن پیچک های مغرور نازک اندام را در کوران حوادث تاریخی به چشم دیده و خواهد دید . 

 
رضا بهشتی فرد  --   (
beheshtifard@gmail.com) (www. suwater.blogfa.com)

فروردین 89 

[ جمعه 1389/01/20 ] [ 0:46 ] [ رضا بهشتی فرد ]
 

پيامبر اكرم ( ص) : منفورترين بندگان پيش خدا ، كسي است كه  جامه ي  او  جامه ي  پيامبران باشد و كار وي كار ستمگران .

[ سه شنبه 1388/12/25 ] [ 1:8 ] [ رضا بهشتی فرد ]
 

۲ اسفند ( ۲۱ فوریه ) روز جهانی زبان مادری

مبارک.

 

پیام دبیر کل یونسکو به مناسبت روز جهانی زبان مادری

از ده سال پیش مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری با حضور کشورهای عضو در مقر سازمان یونسکو برگزار می شود.از فعالیت‌های بسیاری که در این ده سال در جهت ترفیع مسایل مهمی هم چون تنوع زبانی و چند زبانگی انجام گرفته است تشکر و قدردانی می‌نمایم. سالهاست که کارکردهای چندگانه و حیاتی زبان در عرصه‌های مختلفی هم چون فرهنگ ،اقتصاد، آموزش به اثبات رسیده است.

اولین کلمات و هم چنین تفکرات فردی که اساس و شالوده تاریخ و فرهنگ است از طریق زبان مادری ابراز می شوند. لزوم تحصیل کودکان در مراحل اولیه آموزش به زبان مادری به اثبات رسیده است.

مفهوم زبان مادری در حقیقت مکمل سیستم آموزشی چند زبانه ایست که یونسکو در تلاش برای ارتقا و ترویج حداقل ۳مهارت زبانی یعنی زبان مادری، زبان ملی و گویش مختلط می‌باشد.

امسال یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در چارچوب "سال بین المللی نزدیکی فرهنگها" واقع شده است. چرا که زبانها ابزار مترقی تحمل و درک یکدیگر می باشند. زبانها عامل کلیدی برای تضمین زندگی مسالمت آمیز بدون استثنا در بین اعضای یک جامعه می باشند.

سیستم آموزشی چند زبانه را می‌توان توسعه متوازن زبانهای مختلف در فضای مشترک تعریف نمود. باید به این امر توجه خاصی نمود و هم چنین این امر به مؤلفه اساسی سیاستهای فرهنگی و آموزشی تبدیل شود.

در عین حال یادگیری زبانهای خارجی از طریق استعداد فردی و بکارگیری زبانهای مختلف عامل درک فرهنگها از یکدیگر و باز کننده دریچه تنوع باشد و از این روست که باید به عنوان جزء سازنده آموزش پیشرفته تشویق و ترویج گردد.

با توجه به روند پرشتاب تجارت در عصر جهانی، ترجمه رشد بی‌سابقه‌ای را در تاریخ بشریت تجربه می‌کند و به همین دلیل به ابزار حقیقی گفتگو و درک متقابل تبدیل شده است. باید بتوانیم عرصه مبادلات علمی و فرهنگی را افزایش داده و به توازن برسانیم.

سیستم آموزشی چند زبانه، یادگیری زبان خارجی و ترجمه، ۳ سیاست استراتژیک زبانی آینده هستند. به مناسبت یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری از جامعه جهانی درخواست می کنم تا به مسله زبان در هر ۳ محور یاد شده توجه نمایند چرا که توجه به این امر (زبان) آنرا به جایگاه بنیادی که سزاوارش است در پرتو احترام و تحمل به مسیر صلح و دوستی رهنمون خواهد ساخت.

منبع : وبلاگ اوزون کوچه

رفع تبعیض های نژادی، زبانی و مذهبی در کلام میرحسین ‌موسوی ‌

 •یکی از مهم‌ترین عواملی که در اصلاح وضع موجود مؤثر می باشد بازنگری در نوع تفکر مدیریت کشور نسبت به اقوام است. این رویکرد متناسب با اصل نوزدهم قانون اساسی است که با تأسی از آیة 13 سورة حجرات تأکید می‌کند «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ،‌ نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود.»مطالبات اقوام ایرانی از مطالبات تاریخی مردم ایران یعنی استقلال، آزادی، برابری و پیشرفت در پرتو اسلام و معنویت جدا نیست.

کلمه:سایت نوروز به مناسبت دوم اسفند، روز جهانی زبان مادری نگاهی اجمالی به موضوع رفع تبعیض های نژادی، زبانی و مذهبی در برنامه ها و سخنرانی های مهندس موسوی داشته است.. . . . .

ادامه دارد . . .

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1388/12/10 ] [ 23:45 ] [ رضا بهشتی فرد ]

 

یک  لینک جالب برای شیمی دوستان

 برای کسب اطلاعات مهم در باره ی خواص عنصرهای شیمیایی و دیکشنری انگلیسی به انگلیسی شیمی بر روی جدول تناوبی کلیک کنید .

[ دوشنبه 1388/10/28 ] [ 23:55 ] [ رضا بهشتی فرد ]
 

 هم اکنون محرم است وشب تاسوعا و من غرق در سیل خروشان عزادارانش به هر سو که در اراده ام  نیست کشیده می شوم و اراده ام تسلیم ارادتی است که در هزاران دیده ی نمناک و حزن آلود جلوه می کند و در انبوهی از نوحه های عاشقانه تبلور می یابد .  خیابان های شهرمن  انگار در تب و تاب شور حسینی غرق است و می سوزد . آری غرق شدن و سوختن. و تنها اینجاست که دو ضد جمع می شوند ! کفپوش خیابان های شهر من سیاه پوش عزای حسین (ع ) است نه سیه روی ازپوشش قیر و ماسه و سنگ .همه می خوانند و می گریند و ضجه می کنند ومن در این هیاهو  سنگدل شده ام و اندکی در خود فرو رفته و در این فکرم که آیا فقط من هستم که  الهام ها و انذارهای شهادتش را خوب نفهمیده ام ؟. و یا کمتر کسی است که تن به آموزه های آموختنی محرم و عاشورا می دهد ؟ شاید به این دلیل که حس نمودن و همچنین فهمیدن حماسه ی عاشوراحوصله ی فراوانتری از ما می طلبد ،اولویت ذهنی ما بر داشتن حس عاشورایی است تا درک عاشورایی ، هر چند هرکدام از این دو جنبه ، زیبایی خاص خود را دارند ولی  لازم و ملزوم یکدیگرند و در نبود یکی ، دیگری نیز رنگ می بازد .و من در تلاشم که در بحبوحه ی سینه زنی ها و نوحه گری ها به این سوال ها نیز پاسخی بیابم که آیا : قیامش برای امربه معروف مردم کوچه و بازارو مسایل خرد روزگار آنها بود ، و یا امر بزرگان و امرا به معروف ونهی آنها از هر آنچه بود که از دایره ی اسلام محمدی خارج گشته ؟ و یا شهادتش برای آن بود که مردمانی آن را سرمایه ی روضه ها ونوحه هایشان کنند ودرپی آن سرمایه ی زندگانی برچینند ویا برای آن بود که شور و شوق تفکر بیافریند تا به من بفهماند که باید " فهمید " ؟ آیا جنگیدنش برای آن بود که خون ریخته از دشمنانش تا  قد رکاب  اسبانش رسد و این سان خرافات بیافریند و یا از آن جهت بود که آگاهی من تا پیشانی آسمان سیر کند ؟ آیا او شهید شد که ما او را از عرش اعلای خودشناسی و عرفان به فرش سفلای جنگ قدرت هبوط دهیم ؟آیا  شهادتش را نمی توان دراعتراض به ، در بند کشیده شدن عدالت و خاک خوردن آن در کنج قصرهای حکومتگران و استبداد حاکمان آن دوره و اصلاح ناپذیر بودن آنهامعنا نمود ؟

 ودر گیر و دار آیاهای فراوان دیگر ، یکباره خاطرم با  خاطرات عاشورای حسینی همزمان می گردد و در آنجا   قومی را می بینم  که شیرینی و حلاوت قدرت و منزلت ، سویی برای چشمانشان نگذاشته و سنگدلی و قساوت قلب  جایگاه عطوفت و انسانیت را در وجودشان غصب کرده .و مردمی را مشاهده می کنم  که توانستند، آغازین ماه سال نو عرب را رنگ خون بیالایند و جامه های سیاه بر سوگ دیدگان بپوشانند  وبر پیکرهای خونین مردان بزرگ و طفلان کوچک شادمانه نظاره کنند. وگمراهانی که  خوان  خود بر خون او و 72 تن یارش گسترانده اندو فهم انسان بودن شان فرسنگ ها دورتراز حس یزیدی زیستن شان جا مانده است .

در یک سو اندک مردمانی که با عقل و دلشان حتی در پس تاریکی شب وچهره بر زمین دوختن امامشان همچنان با او ماندند و جنگیدند و ابدی شدند .ولی دیگر بار با شنیدن صدایی که از بلند گوها جاریست  ،جنگیدن در صدر و فهمیدن در ذیل ذهنم بازسازی می شود و افکارم در مسیر امواج پخش شده از بلند گوها سیر می کند.

اکنون همگان بر مظلومیتش در سالیان دور می گریند ومن بر مظلومیت امروزینش .

محرم ۸۸

[ پنجشنبه 1388/10/17 ] [ 4:21 ] [ رضا بهشتی فرد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

" قامت مردانه را در برابر اغیار به طمع درهم و دینار خم مکن و طوق بندگی به گردن مینداز . ارزش آزادی و آزادگی را بدان و این گوهر شریف را در میان قلب گرم و خون مواج خویش معزز و محترم بدار . " امام علی ( ع )


موضوعات وب
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :

فروش بک لینک طراحی سایت